سفارش تبلیغ
صبا ویژن

افق بیکران روح من

ویل لکل همزه لمزه جمعه 85/12/4 ساعت 5:40 عصر

بسم الله الرحمن الرحیم

 

وای بر هر عیبجوی طعنه زن !

 

وای بر آنان که تمام همت خود را متوجه مال اندوزی کرده و ثروتمندی را ملاک شخصیت افراد می دانند و افرادی را که مرفه نباشند را فاقد ارزش می دانند .و استهزای آنان را جایز می شمارند .

 

این افراد طبیعی است که در مقابل اسلام می ایستند .ولی غافل از این هستند که بدترین نوع آتش جهنم آنها را تهدید می کند .آتشی که دل آنها را می سوزاند . زیرا قلب آنها که باید خانه خدا باشد از عشق دنیا پر شده .

 

واب بر هر عیبجوی مسخره کننده . آنان که با نیش زبان و اشارات در پشت سر و پیش روی مردم آنها را استهزاء

می کنند و مردم را با القاب زشت و زننده یاد می کنند .

آنان که میان مردم تفرقه می اندازند . و مردم را با عیوب توصیف می کنند .

 

الذی جمع مالا و عدده

 

دلباخته مال دنیا شدند و آن را عامل کبر و غرور و غیبت می دانند .

محور سخنشان همیشه مال و ثروت و آمار آن و راه های ثروت اندوزی است .

برایشان تفاوتی نمی کند که از حلال باشد یا از حرام .

 

یحسب ان ماله اخلده

 

خیال می کنند با داشتن ثروت همه مشکلشان حل شده و به حیات جاویدان دست یافته اند .

توکل این افراد بر مال دنیاست.

لذا زمانیکه مال را از دست می دهند . احساس می کنند به آخر راه رسیدن و بن بستی در مقابلشان است و تمام راه ها به رویشان بسته و نا امید می شوند حتی کار به جایی می رسد که قتل نفس می کنند .

این افرد کسانی هستند که ثروتمندان را عظیم تلقی می کنند و محرومان را بی ارزش .

 

کلا لینبذن فی الحطمه

 

در صورتیکه اینطور نیست . ثروت جاودانگی را به همراه ندارد . آنها با ذلت و خواری در آتش خرد کننده پرتاب می شوند .

آتشی سوزان که اعضای بدن را خرد می کند .

 

 

و ما ادریک ما الحطمه 

 

آن آتش بر افروخته خداوند است نه آتش دنیایی که به دست مردم افروخته می شود .

این آتش از غضب خدا نشات گرفته .

 

نار الله الموقده 

التی تطلع علی الافئده

 

آتشی که به دل ها سر می زند و از درون می سوزاند .

 

انها علیهم موصده

 

این آتش سوزان بر سر آنها مانند سرپوشی است که از همه جا مسدود شده و راه گریز را گرفته است .

 

فی عمد ممده

در های بسته این آتش با ستون هایی بزرگ محکم شده و یا با میخ های عظیم محکم گشته است .

 

 

التماس دعا

به امید اینکه هیچ کدوممون جهنمی نباشیم .

 

 


نوشته شده توسط: فاطمه گودرزی

خداشناسی

بی اعتنایی !!! دوشنبه 85/11/30 ساعت 11:18 عصر

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

امروز به بررسی و تفسیر سوره ماعون می پردازم .

آیات این سوره به ما خاطر نشان می کند که تمام صفات رذیله و از خدا بی خبری مانند راندن قهر آمیز یتیمان 

بی تفاوتی نسبت به وضع محرومان ریا در عبادات و بخل از کوچک ترین کمک به دیگران همگی معلول بی اعتنایی انسان

به روز قیامت و رستاخیز است .

 

 

مضمون سوره این گونه است که می فرماید :

(( آیا دیدی کسی را که روز جزا را پیوسته انکار می کند .))

توجه ما را از همین ابتدا به آثار شوم انکار معاد جلب می کند .

 

 

اینطور افراد یتیم را با خشونت از خود می رانند و این در حالی است که او به محبت پدرانه احتیاج دارد.

 

دیگران را به اطعام مستمندان تشویق نمی کند .

 

نماز گزار هست ولی نماز را دست کم می گیرد و به فراموشی می سپارد .

نه به اوقات نماز توجه دارد و نه آداب آن را مراعات می کند .

 

در واقع کسی هست که نماز را در حاشیه زندگی خود قرار می دهد .

یعنی به نص صریح قرآن :الذینهم عن صلاتهم ساهون

یعنی غافل و بی اعتنایی که بی اعتنایی و خطا را عمدا انجام می دهد .

 

فردیکه پیوسته ریا می کند . نماز را برای کسب اعتبار و به دست آوردن امتیاز می خواند .

در واقع از نماز دنیا را می طلبد .

 

یک حدیث بسیار زیبا از پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم ) :

زمانی می آید که باطن مردم زشت و آلوده می شود ولی ظاهرشان زیبا . به خاطر طمع دنیا پاداش الهی را نمی طلبند . دین آنها ریا می شود .خوف خدا از دلشان بر می خیزد . لذا خدا آنها را به عذاب سختی گرفتار می سازد که هر قدر خدا را مانند غریقی بخوانند هرگز دعایشان مستجاب نمی شود .

اصول کافی / ج 2 / باب ریا

 

یا مثلا به گفته رسول اکرم (ص) : کسی که وسایل ضروری و کوچک را از همسایه اش دریغ می کند .

خدا او را از خیر خود در قیامت محروم می کند و او را به حال خود وا می گذارد و خدا هرکه را به خود وانهد چه بد

حالی خواهد داشت .

 

و یا در حدیث دیگری از ایشان می خوانیم :

شخص ریاکار در قیامت با چهار نام صدا زده می شود : ای کافر !  ای فاجر ! ای حیله گر ! ای زیانکار !

عملت نابود شد و اجرت باطل گشت و امروز هیچ راه نجات نداری و پاداش خود را از کسی بخواه که برای او عمل کرده ای !

 

نمونه / ج 27 / ص 365 و 363 / به نقل از نور الثقلین و وسائل الشیعه

 

 

خدایا ! کمکمان کن تا در عصر غیبت مهدی فاطمه (س)  و خبر نداشتن از آن حضرت یقین ما به وجود عزیز او و انتظار ظهورش و یاد او و ایمان به امامت و زنده بودنش از ما سلب نشود و توفیق دعا کردن جهت تعجیل در امر ظهورش و صلوات فرستان بر آن عزیز را از ما نگیر و (( فقو قلوبنا علی الایمان به )) تا بدین وسیله راه سعادت را دنبال کنیم و در طریق مستقیم هدایت گام برداریم و ما را از اعوان و انصار آن بزرگوار قرار بده و به ما بینش و بصیرتی عنایت کن که به تمام برنامه های عملی آن سرور راضی باشیم و هیچ گاه اجازه اعتراض به خود ندهیم .

 

پروردگارا ! حجت و نماینده ات را در زمین به من بشناسان . اگر او را نشناسم و امامت او را درک نکنم قطعا گرفتار گمراهی و سرگردانی می شوم .

باشد که بنده ای باشم که تو از او راضی و خشنود باشی .

 

التماس دعا

 

 

 

 


نوشته شده توسط: فاطمه گودرزی

خداشناسی

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

امروز به بررسی سوره زیبای دیگری از قرآن می پردازم . الله اکبر !

این سوره کوچک توانسته تمام علوم و مقاصد قرآن را در خود جای دهد .

سوره مورد نظر سوره عصر می باشد .

این سوره به دو موضوع مهم اشاره دارد :

1) عمر انسان به عنوان یک سرمایه لحظه به لحظه از دست می رود و از این جهت آدمی در زیان و ضرر است مگر آنان که لحظات عمرش را با ایمان و اعمال صالح پر کند .

2) مومنان باید در میان خود یکدیگر را به ایمان و تقویت عقاید و صبر توصیه کنند و معرفت خود را قوت و رونق ببخشند .

 

والعصر (1)

ان الانسان لفی خسر (2)

 

قسم به زمان و عمر

که همه انسان ها در زیانند

 

آن چیزی که همه انسان ها می بازند ؟؟؟؟

جواب: امانت عمرشان است .

 

اگر انسان چیزی را از دست بدهد و در مقابل آن چیزی نگیرد این ضرر و زیان در معامله است .

همه اهل زیانند مگر مومنان .

 

فخر رازی: معنی این آیه را از یک یخ فروش یاد گرفت .

زمانیکه می گفت : ایها الناس ! رحم کنید به کسیکه سرمایه اش آب می شود .

 

و آنجا بود که دانست عمر انسان هم ذوب می شود مگر آنکه اعمال صالح و شایسته آن را جبران کند .

 

نکته ژرف و قابل توجه :

 

عده ای از مفسران گفته اند : منظور از کلمه عصر =عصر رسول الله (ص) بوده .

از آن جهت که تاثیر آن در اعصار بعدی نیز سرنوشت ساز شده و متناسب با آیه بعدی است .

تنها مردمی اهل نجات هستند که از این مکتب و فرآورده های این دوره هدایت گرفته باشند .

 

 

 

در آیه بعدی سخن از سفارش به حق و استقامت شده . اول صحبت از ایمان و عمل صالح شد و بعد یکی از عوامل موثر در تداوم و تقویت ایمان و عمل در جامعه را بیان می کند .

 

پس اگر در جامعه ای جو دین گرایی و احیای سنت های دینی مثل پر کردن مساجد

 

 

عمومی کردن آموزش قرآن و اسلام و اجرای مراسم دینی و عبادت های دسته جمعی مانند نماز جمعه

و دعای کمیل و اعتکاف و غیره جان بگیرد موجب می شود که مومنان در ایمان و عمل شور و شوق بیشتری پیدا کنند .

 

با نگاهی عمیق به آیات پی می بریم که هدف الگو سازی هست . به درون سازی تشکل های اسلامی مربوط می شود .

که همه اینها بر اساس ایمان به خدا و عقاید و معارف دینی استوارند و اگر تقویتی درونشان از این جهات صورت نگیرد به افول و پژمردگی گرایش پیدا می کنند.

و این خود خطری بزرگ است .

 

 

 

 

تا نهایت و آخر این سوره که می خوانیم به این نتیجه و اصل اساسی می رسیم مومنان به عنوان یک نهاد و گروه اسلامی اول باید خود را حفظ کنند

و دین و عقیده خود را با برهان تقویت کنند و یکدیگر را به حق امر توصیه کنند پس هم معلمند و هم متعلم . اینجاست که می توانند برای دیگران الگو باشند .

 

در حدیثی روایت شده : زمانیکه اصحاب و یاران پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم ) به یکدیگر می رسیدند پیش از آنکه از هم جدا شوند این سوره را می خواندند و محتوای آن را یاد آور می شدند .

در المنثور / ج 6 / ص 392 / به نقل از نمونه ص 303

 

 

خدایا ! توفیق درک آیات و نشانه هایت را در ( ارض و سماء) به ما عنایت کن .

اگر گناهانمان حجاب و حائلی بین ما و دین و عقاید حق و کتاب تو ایجاد کرده خدایا ! به رحمانیتت و به ستار العیوب بودنت ما را ببخش و به راهی که خود می پسندی هدایت کن .

پروردگارا ! ما نیک و بد خود را نمی دانیم خودت دستمان گیر و صراط مستقیم را به ما بنما .که تو خود فرموده ای : (( عسی ان تکرهو شیء و هو خیر لکم و عسی ان تحبوا شیء و هو شر لکم ))

خدایا ! تو چنان کن که روز قیامت مارا (( یوم التغابن )) نباشد .

 

الهی و ربی من لی غیرک

الهی و ربی لا تکلنی علی نفسی طرفه عین ابدا

و ......

 

 

التماس دعا

 

 

 


نوشته شده توسط: فاطمه گودرزی

خداشناسی

سوره ای که امروز مورد بررسی قرار می دهم سوره فلق می باشد .

انسان همواره در معرض شر و بلا واقع می شود . و غالبا از زمان و مکان ورود آنها غافل و بی خبر است .

تنها کاری که می تواند انجام دهد پناه بردن به وجود خداوند است .

از این جهت که تنها اوست که از زمان و مکان زیان رسانی موجودات با خبر است .

این پناه بردن به خداوند و خواندن این سوره موجب می شود که خدا یا بلا را برگرداند و یا به صورتی دل انسان را از وقوع حادثه آگاه کند .

 

پناه ببریم به خدایی که همه چیز را آفریده . نسبت به شرآفریده ها آگاه هست . و خیر و شر آنها هم در مهار اوست .

تنها کسیکه می تواند خطر هر بلایی را دفع کند خداوند است .

اکثر شر و بلا ها از قبیل حمله دشمن  و دستبرد سارقین و هجوم حیوانات و حشرات در تاریکی شب است .

پس می گوییم به خدا پناه می بریم از شر هر موجود موذی و مزاحمی که هجوم می آورد چون آن هم غالبا در شب است .

 

 

همینطور پناه بردن به خداوند از نفوذ و القائات زنان نادرست در مردان که بر تصمیم آنها تاثیر می گذارند و آنها را طبق هوس های خود به انحراف می کشانند .

و پناه می بریم به خداوند از وجود جمعیت های وسوسه گری که با القای فرهنگ باطل و تبلیغات سوء خود و یا با هر وسیله ای در عقاید مردم انحراف ایجاد می کنند .

 

بله از شر ساحر و جادوگر به خدای متعال پناه می بریم .

و مهم تر از شرحسودی که دست به توطئه می زند به پروردگارمان پناه می بریم .

حسادت منشاء بسیاری از گناهان کبیره است . فرد حسود منتظر زوال نعمت محسود است .

همیشه در فکر است که چگونه می تواند مزایای حریفش را از چنگالش در بیاورد . گاهی به او نسبت دروغ می دهد و گاه نسبت های ناروا و گاهی به او ضرر و زیان می رساند و در راه رسیدن به مقصود خود به هر کاری دست مس زند .

فردیکه حسود است به دنبال این بیماری روحیش دچار ضعف شدید بدنی و قوای جسمانی می شود .

این فرد نیروی فکریش دستخوش اختلال و دگرگونی می شود و در نهایت به جنون می کشد .

در این مرحله است که دیگر نمی فهمد چه کند ؟؟؟

 

ما به کرات شنیده ایم و خوانده ایم که آزمندی دست به خون حریف آلوده شده است .

در زشتی حسد همین بس که بگوییم نخستین قتلی که در عالم رخ داده به خاطر حسد قابیل فرزند آدم (ع) بوده است .

 

در آخر به یک نتیجه کلی می رسیم که با قرائت سوره (( فلق)) به سلامت جسم و زندگی می رسیم .

 

 

 

 

 

 

 


نوشته شده توسط: فاطمه گودرزی

خداشناسی

فکری می کنی به یقین رسیدی؟ دوشنبه 85/11/16 ساعت 9:33 عصر

بسم الله الرحمن الرحیم

 

مرحله عالی ایمان (( یقین )) است . یقین علمیست که شک و ریب در آن راه نداشته باشد .

 

مراحل یقین : 1 ) علم الیقین

                    2) عین الیقین

                    3) حق الیقین

علم الیقین: باوری است که انسان با آن از آثار پی به موضوع می برد .

مانند کسیکه از مشاهده دود به وجودآتش ایمان می آورد . در تفسیر المیزان آن را به معنای (( مشاهده قلبی))

آورده .          (( در دسترس عموم هست .))

 

عین الیقین : مقام شهود است .

مانند کسیکه با چشم خود آتش را مشاهده می کند .   برای پرهیزکاران وارسته است .

 

حق الیقین :  مقام لمس شهود است .

یعنی سوزش آتش را حس می کند . در همین دنیا برای اهل معرفت است .

 

در حدیثی آمده : از رسول خدا (ص) سوال کردند آیا راست است که بعضی از یاران عیسی (ع) روی آب راه

می رفتند  ؟

پیامبر اکرم (ص) فرمودند : اگر آنها یقینشان بیش از آن بود بر هوا راه می رفتند .

تفسیر المیزان / ج 6 / ص200

 

 

واقعا خداییش ما کجای راهیم ؟

عمرمون داره به سرعت برق و باد می گذره . چرا هیچ کاری نمی کنیم . نیاد روزی که بگیم:یا لیتنی قدمت لحیاتی !!!

خدایا خودت ظلمات جهل و نادانی و نافرمانی و عصیان را از ما دور کن .

 

 

و فجر و سپیده دم ظهور را با اقدام مبارک بقیه الله ( ارواحنا لمقدمه فدا ) نزدیک فرما .

 

 

یا صاحب الزمان سر بازار محبت با رشته کلافی سر سودای تودارم . بیا !!!

 

 

 

یوسف زهرا نگذار دشمن شاد شیم . همه می گن این منجی که می گید می یاد پس کوش ؟ آقا جان ما که

می دونیم هستی جواب اینا را چطور بدیم . وقتش نرسیده غیبتت تموم شه ؟؟؟؟

 

 

روزها شتابان ازپی هم می آیند و می روند و ما همچنان در حسرت دیدار روی زیبای شما ای یوسف فاطمه (س)بیتابیم.
ای مولای سبز پوش!
ای موعود مهربان!
به من بگو در کدامین آدینه سبز
به پیشوازت بیاییم !
راستی از چه گلی خوشتان می آید تا تقدیم راهت نماییم!
شما خود سرشار از عطر گلهای نرگس هستی!
بگو که سخت بیتابیم و چشم به راه سپیده ظهور در صبح زیبای مکه و در روشنایی کعبه می باشیم

 

 

امام زمان !

راه وصال بستی یا بهتران نشستی

رو کن به هر که خواهی گل پشت و رو ندارد

 

 

 

 

 

 

 

از همه التماس دعا دارم .


نوشته شده توسط: فاطمه گودرزی

خداشناسی

شب اول قبر پنج شنبه 85/11/12 ساعت 11:7 عصر

امروز سوره تکاثر را مورد بررسی قرار می دهم.

 

این سوره درباره قبائلی نازل شد که بر یکدیگر تفاخر می کردند (( فخر فروشی می کردند )) و با کثرت نفرات و جمعیت یا اموال و ثروت خود بر آن ها مباهات می کردند . تا آنجا که برای بالا بردن آمار نفرات قبیله به گورستان می رفتند و قبر های مردگان را می شمردند .

بعضی آن را ناظر به دو قبیله از قبائل قریش در مکه می دانند و بعضی دو قبیله از قبائل انصار پیامبر (ص) در مدینه و بعضی تفاخر یهود را بر دیگران .

ختم سوره تکاثر:

جهت ایمنی از فتنه قبر نافع هست .

هر کس سوره مبارکه تکاثر را قبل از خواب بخواند از فتنه قبر در امان می ماند .

 

تلاوت سوره تکاثر:

از امام صادق(ع) روایت شده : که گفت : رسول خدا (ص) فرمود: کسیکه این سوره را در موقع خوابش بخواند از فتنه و فشار قبر مصون بماند .

مجمع البیان / ج 27 / ص250

و همینطور نقل شده که هر کس این سوره را در نماز واجبش بخواند نوشته شود برای او ثواب و اجر صد شهید و کسیکه در نماز نافله اش بخواند برای او ثواب پنجاه شهید و کسیکه در نماز فریضه اش بخواند چهل صف از فرشتگان به او اقتدا کرده و با او نماز بخوانند .

 

مطلب مهم و قابل توجهی که این سوره به ما می آموزد : فخر فروشی غفلت از قیامت را به همراه دارد .

تکاثر: فزون طلبی . ثروت اندوزی . فخر فروشی .

الهی: ( لهو ) سرگرم کرد .

عمل لهو : پرداختن انسان به چیزهایی که او را از مقاصد اصلی حیات باز می دارد .

 

الهِکم التکاثر

به هوش باشید که شما مردم را بسیاری اموال و فرزند و عشیره سخت غافل کرده است .

 

حتی زرتم المقابر

علت اینکه این جمله میان آیات آمده ؟؟؟

1) تا آنجا که به زیارت و دیدار قبر ها رفتید و قبور مردگان خود را شمردید .

2) فخر فروشی آنچنان آنها را به خود مشغول کرد که تا لحظه ورود در قبر نیز ادامه دارد .(عمل فخر فروشی منظور هست .)

 

قبرستانی که باید ما را به یاد قیامت و مسائل بعد از مرگ بیندازد . قبر و مرده ای که باید مایه عبرت باشد .

مایه افتخار قرار می گیرد .

 

 

کلا سوف تعلمون

ثم کلا سوف تعلمون

 

به زودی نتیجه این همه غفلت به صورت عذابی تلخ چه در برزخ و چه در قیامت دیده می شود .

 

این جملات تهدید است . چون با چنین سرگرمی بیهوده ای از اهداف مهم بازمانده می شوند .

زمانیکه از زندگی دنیا منقطع شدند به آثار سوء آن پی می برند .

حالا می خواهد این آگاهی در هنگام مرگ باشد یا در روز قیامت .

 

کلا لو تعلمون علم الیقین

لترون الجحیم

اگر به علم یقین حقیقت امر را ببینند از فخر فروشی دست بر می دارند .

سوگند یاد می کند که به زودی وارد دوزخ می شوند .

چون جزایشان جز این نمی تواند باشد .

اگر به آخرت علم قطعی پیدا کنیم که دیگر سراغ این سر

رمی های بیهوده نمی رویم بلکه به دنبال کسب فضائل می رویم و به آخرت می اندیشیم و با مشاهده قلبی جهنم را می بینیم .

 

 

همه مردم در قیامت جهنم را می بینند زیرا حتی اهل بهشت هم عبورشان از جهنم است .

 

ثم لترونها عین الیقین

با مشاهده عینی لمس می کردید و این مشاهده در قیامت حاصل می شود .

 

ثم لتسئلن یومئذ عن النعیم

درباره نعمت ها باز خواست می شوید . (( روز قیامت ))

 

سوال می کنند با این همه نعمت و امکانات زندگی و وسایل هدایت از قبیل نعمت رسول و قرآن و الگوی امامت و ولایت که در اختیار شما گذاشتیم چه کردید؟

چگونه از این سرمایه ها استفاده کردید؟

 

پس مشخص می شود هر کس تکلیفش را در مورد شناخت صحیح و برهانی قیامت روشن نکند به فرموده قرآن در این مورد یقین کسب نکند چنین انسانی به هر انحراف و خرافه ای و هر گناهی کشیده می شود .

و این یقین از مراحل عالی ایمان هست و علمیست که شک و تردید در آن راه ندارد .

 

 

 

استفاده از نعمت های خدادادی به طریق خداپسندانه که انسان را به مطلوب برساند خوب است .

استعمال نعمت ها بطور دلخواه و بدون در نظر گرفتن این که نعمت ها وسیله هستند نه هدف   گمراهی و بریدن از هدف را بدنبال دارد .

 

در حدیثی آمده که از رسول اکرم (ص) سوال کردند آیا راست است که برخی از یاران عیسی(ع) روی آب راه می رفتند؟

حضرت فرمودند: اگر آنها یقینشان بیش از آن بود بر هوا راه می رفتند .

تفسیر المیزان / ج 6 / ص 200

 

دل به غیر از شاه مردان با کسی سودا ندارد

بی ولای مرتضی دل داشتن معنا ندارد

خواست گر روزی رو د از این سرا با زاد و توشه

بهتر از حب علی (ع) در دست خود کالا ندارد

روز رستاخیز مغزش از حرارت می گدازد

هر که در ظل همایون علی(ع) ماوی ندارد

 

 

 

 

خداوندا ! نعمت های بی پایانت مخصوصا نعمت ایمان و ولایت را بر ما مستدام دار.

 

پروردگارا ! توفیق ادای حق این همه نعمت را به ما مرحمت فرما .

 

بار الها ! بر این نعمت های بزرگ بیفزا و آنها را هرگز از ما سلب مکن .

 

 

 

الهی و ربی من لی غیرک

 

خودت به فریادم برس.

 

 

خدایا من هنوز هم به لطف و کرمت امید دارم .

می دونم بعد از هر تاریکی و ظلمتی نوری هست .

خدای من اگه راه رو اشتباه رفتم تو روشنایی رو بهم نشون بده .

 


نوشته شده توسط: فاطمه گودرزی

خداشناسی

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

سوره ای را که امروز به بررسی و تحلیلش می پردازم سوره (( قارعه )) است . از سوره های ((مکی)) و دارای یازده آیه است .

 

در باب فضیلت تلاوت آن آمده :

در حدیثی از امام باقر ( ع) می خوانیم :

(( کسیکه سوره (( قارعه)) را بخواند خداوند متعال او را از فتنه دجال و ایمان آوردن به او حفظ می کند و او را در قیامت از چرک جهنم دور می کند .))

مجمع البیان / ج 10 / ص 530

 

از امام جعفر صادق(ع) نقل شده :

(( به جهت برآمدن مهمات صد و هشتاد بار سوره قارعه را بخواند .

 

 

در ختوم قرآنی آمده :

(( اگر از جهت معیشت به تنگی افتاده باشد این سوره را بنویسد و با خود همراه داشته باشد . روزی او وسیع و فراخ گردد.))

 

محتوای سوره قارعه:

این سوره از معاد و مقدماتش سخن می گوید . در این آیان به نفخ صور اول که تخریب جهان است و به نفخ صور دوم که زنده شدن دوباره انسان ها و تشکیل محکمه قیامت است و اینکه مردم به دو دسته تقسیم می شوند اشاره می کند .

حال اگر کسی توشه آخرت داشت به نعمت بهشت می رسد و اگر دست خالی بود دوزخ جایگاهش است .

 

به زلزله کوبنده قیامت اشاره می کند و این کوبندگی به گونه ای است که مردم همچون ملخ ها یا پروانه های سرگردان و وحشت زده از قبر ها بر می خیزند . و هرکدام به سویی فرار می کنند و کوه ها را می بینی خرد و خمیر شده که گویی پشم زده شده است .

 

 

وجه تسمیه این سوره ؟

از آیه اول این سوره نامش گرفته شده . این کلمه در عرف قرآن از اسماء قیامت است .

 

در آن روز دل ها را با فزع شدیدش و دشمنان خدا را با عذابش می کوبد .

به هر حادثه مهم و سخت قارعه می گویند . به قدری این حادثه عظیم هست که ابعادش به فکر هیچ کس نمی رسد .

به بلایی که قلب ها را از جا می کند قارعه می گویند .

 

یوم یکون الناس کالفراش المبثوث

روزیکه مردم از قبر ها بر می خیزند و مانند پروانه ای سرگردان و سر آسیمه به هرسو می روند .

فراش:1) پروانه

        2)ملخ

 

علت تشبیه به پروانه:

پروانه ها معمولا خود را دیوانه وار به آتش می افکنند و می سوزانند و بدکاران هم خود را در آتش جهنم می افکنند .

 

علت تشبیه به ملخ :

بسیاری از پرندگان به هنگام حرکت دسته جمعی در مسیر معینی پرواز می کنند جز ملخ ها که در حرکت گروهی مسیر مشخصی ندارند و هرکدام به سویی می روند .

نکته مهم :

اگر بخواهیم تفسیر آیه به آیه انجام دهیم . معنای فراش را ملخ می گیریم . بنابر سوره قمر آیه هفت که می فرماید :

(( کانهم جراد منتشر )) یعنی مردم در آن روز به ملخ هایی پراکنده تشبیه شده اند .

 

در ادامه می فرماید :

و تکون الجبال کالعهن المنفوش

کوه ها فرو می ریزد و مانند پشم حلاجی شده ( زده شده ) به صورت شن در می آیند .

طبق آیات مختلف قرآن در آستانه روز قیامت کوه ها نخست به حرکت در می آید بعد در هم کوبیده می شود و متلاشی می شود و سر انجام به صورت غباری در آسمان در می آیند .

العهن = پشم رنگ شده                 المنفوش= گستردن و از هم باز کردن . حلاجی شده .

 

 

تعبیر پشم رنگی ممکن است اشاره به رنگ های مختلف کوه ها باشد .

 

بعد اشاره به حشر و نشر و زنده شدن مردگان و تقسیم آنها به دو گروه می پردازد . و می گوید :( کسیکه ترازوی عملش سنگین باشد پس او در زندگی خوبی به سر می برد و خوشنود است .)

در قامت اگر اعمال انسان در حد نصاب مقبولی باشد اهل بهشت است و اگر اعمال او از محدوده قابل قبول پایین تر بود و با میزان الهی یعنی قرآن و سنت و با الگو های انسانی تعیین شده تضاد داشت او در جهنم می رود .

 

در حدیثی از امام صادق (ع)  می خوانیم :

میزان عبارت است از ترازوی عدل الهی .

نور الثقلین / ج2 / ص 5

 

شیعه یعنی ؛ یک بیابان بی کسی
غربت صد ساله بی دلواپسی

شیعه یعنی ؛ صد بیابان جستجو
شیعه یعنی ؛ هجرت از من تا به او

شیعه یعنی ؛ دست بیعت با غدیر
بارش ابر کرامت بر کویر

شیعه یعنی ؛ وعده ای با نان جو
کشت صد آیینه تا فصل درو

شیعه یعنی ؛ عدل و احسان و وقار
شیعه یعنی ؛ انحنای دوالفقار

شیعه یعنی ؛ تندر آتش فروز
شیعه یعنی ؛ زاهد شب ، شیرروز

شیعه یعنی شیر یعنی شیر مرد
شیعه یعنی ؛ تیغ عریان درنبرد

شیعه یعنی تیغ ، تیغ موشکاف
شیعه یعنی ؛ ذوالفقار بی غلاف

شیعه یعنی ؛ عشقبازی با خدا
یک نیستان تکنوازی با خدا

 

پس احکام قرآن و سنت و عمل اولیاء الهی الگوی سنجش و مقایسه هستند .

برای مثال حضرت یوسف (ع) میزان و حجتی برای جوانانی است که در معرض جاذبه های شهوت قرار می گیرند .

پس کسی نمی شود بگوید : حفظ نفس از امر خلاف عفت برای من ناممکن بوده .

تشیع یعنی علی( علیه السلام ) را میزان و الگو قرار دادن . چون شیعه بودن یعنی پیروی و پا جای پای امام گذاشتن است .

 

یک سری از اعمال مانند ایمان به خداوند و انواع اطاعت ها سعادت به همراه دارد و گروه دیگر مانند : نافرمانی ها و گناهان شقاوت به همراه دارد .

زندگی دنیا هیچ وقت نمی تواند بطور مطلق رضایت بخش باشد چون به هر حال خالی از اضطراب ها و عوامل ناخوشایند نیست . ولی زندگی در بهشت از هر جهت رضایت بخش هست و عاری از هر گونه تلخی .

 

حالا می آید به بررسی افرادی می پردازد که وزنه اعمالشان سبک بوده .

می گوید :                                     فامه هاویه

 

یعنی جایگاهشان جهنم است .

 

چرا در این آیه کلمه (( ام )) را بکار برده است ؟

(( ام )) به معنای مادر است . مادر پناهگاهی است برای فرزندان که در مشکلات به او پناه می برند و نزد او می مانند .

در این آیه اشاره به این گنهکاران خفیف المیزان دارد که محلی برای پناه گرفتن جز دوزخ پیدا نمی کنند .

وای به حال کسانیکه پناهگاهشان جهنم باشد .

 

 

پناه می بریم به خدا !

انسان از اسامی جهنم یه چیزهایی فقط می شنود ولی با این ادراک های دنیوی ممکن نیست آدم ها به عمق مساله

جهنم پی ببرند .

آتشی که حرارتش بسیار است .

 

 

خدای من !

 

ترازوی عمل ما را با محبت به محمد (ص) و آل محمد (علیهم السلام ) سنگین بفرما .

 

پروردگارا !

وصول به (( عیشه راضیه )) جز با لطف تو میسر و فراهم نمی شه . خودت به دادمون برس .

خودت تو این راه یاور و همراهمون باش .

 

خدایا !

 

آتش دوزخت سخت سوزان است و ما را تاب تحمل آن نیست .

آن را با آب مرحمت و کرمت خودت بر ما خاموش گردان .

 

خدایا ! پروردگار من !

تنهاییم را در قیامت از همین حالا احساس می کنم .

پناهم تو باش .

 

 

 

 

 

یا فاطمه زهراء !

خانم خودتون شفاعتمون را پیش خدا بکنید .


نوشته شده توسط: فاطمه گودرزی

خداشناسی

بسم الله الرحمن ارحیم

 

ایام محرم هست . مناسب دیدم به تفسیر و بررسی یکی از سور قرآن که در ارتباط با این ماه عزیز می تونه باشه بپردازم .

سوره فجر یکی از سور مکی هست و دارای 30 آیه .

ابتدای سوره با سوگند های متعدد آغاز شده . مقدمه ای برای تهدید جباران به عذاب الهی . بعد اشاره به بعضی از اقوام طغیانگر قبل مانند قوم عاد و ثمود و فرعون و انتقام شدید خداوند از آنان کرده است . تا قدرت های دیگر به حساب خود برسند .

بعد اشاره مختصری به امتحان و آزمایش انسان دارد .

فضیلت تلاوت این سوره :

در حدیثی از پیغمبر اکرم (( صلی الله علیه و آله و سلم )) می خوانیم :

کسیکه آن را در شب های ده گانه ( ده شب اول ماه ذی الحجه ) بخواند خداوند گناهان او را می بخشد و کسیکه در سایر ایام بخواند نور و روشنایی خواهد بود برای روز قیامتش .

مجمع البیان / ج 10 / ص 481

 

در حدیثی از امام صادق (( علیه السلام)) می خوانیم :

سوره فجر را در هر نماز واجب و مستحب بخوانید که سوره حسین ابن علی (ع) است

هر کس آن را بخواند با حسین ابن علی (ع) در قیامت در درجه او خواهد بود .

 

معرفی این سوره به عنوان سوره امام حسین (ع) ممکن است به خاطر این باشد که مصداق روشن (( نفس مطمئنه )) است .

یا به خاطر اینکه لیالی عشر (( شب های ده گانه )) یکی از تفسیر های آن شب های ده گانه آغاز محرم است که رابطه خاصی با آن حضرت دارد .

 

در این سوره ما را متوجه یک حرکت تکاملی از ظلمت و تاریکی نفسانی به سمت نور و هدایت می کند .

به ما می گوید دنیا با همه زیباییش (( زیبایی ظاهری )) فانی است و عالم برزخ و قیامت برای انسان وارسته فجر صادق و پیام آور نور و بهجت است .

 

به ما انتظار فرج و ظهور را به گونه ای می آموزد زیرا که ظهور بقیه الله ( ارواحنا فداه)

نیز فجری صادق است .

و سوگند ها را یاد می کند تا آنجا که می گوید : (( در آنچه از موضوعات مهم و لحظه های حساس عبادت گفته شد سوگندی براس صاحبان خرد است ؟))

هل فی ذلک قسم لذی حجر

نیامده بگه عقل گفته (( حجر)) . از آن جهت که حجر بار معنایی بیشتر دارد . عقلی که انسان را از کار های نادرست منع می کنه .

بعد آمده اشاره به برخورد قرآمیز خداوند با قوم عاد و ثمود و فرعون به جهت فساد و طغیان پرداخته و یاد آور این اقوام و سرگذشت آن ها شده .

از قوم عاد که مردمی درشت هیکل بودند و نیرومند و در عهد خود از اقوام دیگر متمدن تر بودند . دارای کاخ ارم که کاخی با عظمت و مزین به زیور آلات فوق العاده بوده .

از نعمت های فراوان آن ها مانند شهر های آباد و خرم / زمین های حاصل خیز / باغ هایی از خرما و انواع زراعت ها و....

ولی به جای شکر نعمت به سرکشی پرداختند و خدا نیز با همه قدرتی که داشتند هلاکشان کرد و به عذاب طوفان دچارشان نمود .

بعد مثال قوم ثمود را می زند .که از اقوام قدرتمند و مرفه بودند که صخره های عظیم را از کوه ها جدا و به سرزمین های خود حمل می کردند و ازآن خانه و کاخ می ساختند .

ولی اینها نیز به نافرمانی و طغیان پرداختند . و به عذاب آسمانی گرفتار شدند .

لذا در اثر عیش و نوش ها و هوسرانی ها و فسادی که می کردند در نهایت به عذاب الهی که صیحه آسمانی بود دچار شدند .

بعد فرعون را که به (( ذی الاوتاد )) معروف بوده را به یادمان می آورد .

و فرعون ذی الاوتاد

 

کسیکه مخالفانش را به چهار میخ می کشاند و یکی از قربانی هایش هم آسیه همسرش بود که به جرم ایمان به موسی (ع) به چهار میخ کشید .

خداوند نیز فرعونیان را با امواج خروشان آب هلاک نمود .

 

در ادامه آیات می فرماید :(( فصب علیهم ربک سوط عذاب)) یعنی خداوند با تازیانه عذاب بر سرشان کوفت .

کلمه (( سوط)) را به کار برده : کنایه از عذابی که با گوشت و خون انسان آمیخته بشه .

 گفته :(( صب علیهم )) : 1) اشاره به شدت و استمرار عذاب داره .

                                              2) اشاره به تطهیر صفحه زمین از وجود این طاغیان

 

آخه خدا در کمین هست .این یک اخطار برای مخالفان هست . هرکسی که بخواهد در مقابل دین و خدا بایستد .

اینطور نیست که کسی بتواند از چنگال عذاب الهی در مقابل طغیان هایش فرار کند .

همه در قبضه قدرتش هستند و هر زمان اراده کند آن ها را مجازات می کند .

در حدیثی از امام صادق (ع) می خوانیم :

مرصاد پلی هست بر طریقی که از روی جهنم می گذرد . کسیکه حق مظلومی بر گردن او باشد از آنجا نخواهد گذشت .

مجمع البیان / ج 10 / ص487

الله اکبر . خدایا خودت به فریادمون برس!

 

البته باید توجه داشته باشیم که کمینگاه خدا منحصر به قیامت و پل صراط نیست بلکه خداوند در همین دنیا هم در کمین ظالمان هست . و عذاب اقوام 3 گانه ژیشین که گفته شد مصداق بارز آن است .

 

بعد از آزمایش و امتحان الهی سخن به میان میاد .یک جا سخن از آزمایش به نعمت ها است و جای دیگر سخن از آزمایش با سلب نعمت است .

با کمال تاسف کسانیکه دارای رفاه و زندگی هستند از دین و ایمان و عبادت بیگانه هستند . و این بی ظرفیتی آن ها را نشان می دهد .

بنابر این نباید اقبال و روی آوردن نعمت ها و یا ادبار نعمت ها در انسان ایجاد غرور و بخل و یا نا امیدی کند . و او را در مسیر گناه بیندازد .

چه بسیار پیامبر و معصومی که گرفتاریها دیدند و چه بسیار ظالمانی که غرق نعمت بودند .

پس این داشتن و آن نداشتن ها ملاک دوری یا نزدیکی به خدا نیست .

یا مثلا انسان ها به بلا ها و حوادث دردناک مبتلا می شوند و اینها همه آزمایش های خداوند هست و خداوند طبق حکمتش هر گروهی را به چیزی آزمایش می کند .

 

 

در آیه بعدی سخن از اکرام یتیم به میان می آید .

کلا بل لا تکرمون الیتیم

در مورد یتیم کلمه (( اکرام )) را استفاده می کند . چون عاطفه یتیم به دلیل از دست دادن پدر جریحه دار شده و پیش از غذا و ... به محبت های پدرانه و اکرام نیاز دارد .

در حدیثی از امام صادق (ع) می خوانیم :

هیچ بنده ای دست محبت بر سر یتیمی نمی کشد مگر اینکه خدا به تعداد موهایی که از زیر دست او می گذرد نوری به او در قیامت می بخشد .

تفسیر نمونه / ج 26 / ص 464 به نقل از بحار

آیات ذکر می شود تا به اینجا می رسیم هر گناه و خطایی از دنیا دوستی سرچشمه می گیرد .تمام جنایات و قتل عام ها و تجاوز هایی که در دنیا بر ضد مظلومان اتفاق می افتد همه برای حب دنیاست .

حالا کسی هم که حب دنیا تمام قلبش را احاطه کرده جایی برای یاد خدا در دلش نیست . پس موقع جمع آوری مال دنیا

هم ملاحظه مشروع و نامشروع / حلال و حرام را نمی کند و حقوق الهی را نمی پردازد .و یا کم می پردازد .

مواردی از آزمایش الهی را که در این سوره ذکر شده بود را می نویسم .

1) اطعام مستمندان

2) آزمایش جمع آوری سهم ارث از طریق مشروع و نا مشروع

3) آزمایش جمع آوری مال بدون هیچ قید و شرطی

واقعا اگر ما آدم ها از عهده آزمایش های مالی بر بیییم آزمایش های دیگر برامون آسان می شود .

بزرگ ترین لغزش ها هم در همین قسمت هست .

بعد از این صحبت ها مساله معاد جلوی چشم خواننده آیات ترسیم می شود .

عظمت آن روز بزرگ و عدم توانایی انسان و فرارش از چنگال عدالت .

آن روز فقط خداست و اسباب و واسطه ای نیست . همه حجاب ها کنار می رود . و بر همه آشکار می شود . که خداوند حق مبین است .

آن روز هست که جهنم را برای مجرم و بهشت را برای پرهیزکاران نزدیک می کنند .

ما هذه الحیاه الدنیا الا لهو و لعب و ان الدار الآخره لهی الحیوان لو کانوا یعلمون

سوره عنکبوت / آیه 64

 

عذاب خدا آن روز خیلی سخت است . به بند و زنجیر کشیدن او مانندی ندارد .

حق مظلومان ستانده می شود .

 

اما از طرفی هم استقبالی شیرین از مومنان واقعی به عمل می آید افرادی که در هر حال به (( عبودیت )) خود مشغول

بودند . نفس هایی که با علاقه مندی و یاد پروردگار پر شده بود . و به آنچه خدا راضی بود رضایت می دادند . در نتیجه خود را مالک هیچ خیر و شر و نفع و ضرری نمی دانستند . و دنیا را یک زندگی مجازی و داشتن و نداشتن های آن را امتحان الهی می دانستند .

حالا پاداششان بهشت است . و در آمدن به جمع بندگان خدا .

امضای عبودیتشان می شود و از جانب خداوند به تشریف خاصی مشرف می شوند .

به منزلگاه خود (( بهشت )) وارد می شوند .

اینانند نفوس اطمینان یافته و به آرامش رسیده .

در حالی به سوی پروردگارشان باز می گردند که هم خود از خداوند راضی هستند و هم مورد قبول و رضایت خداوند قرار گرفتند .

 

 

 


نوشته شده توسط: فاطمه گودرزی

<      1   2      

خانه
مدیریت
پست الکترونیک
شناسنامه
 RSS 

:: کل بازدیدها ::
295099


:: بازدیدهای امروز ::
13


:: بازدیدهای دیروز ::
32



:: درباره من ::

افق بیکران روح من

فاطمه گودرزی
بیاییم منیت ها را بشکنیم .

:: لینک به وبلاگ ::

افق بیکران روح من


:: فهرست موضوعی یادداشت ها::

خداشناسی[33] .


:: آرشیو ::

ا لیس الصبح قریب یا مهدی (( عج ...
پاییز 1386
تابستان 1386



:: خبرنامه ::

 

:: موسیقی وبلاگ::


:: وضعیت من در یاهو::

یــــاهـو